ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

522

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

سوم باب آل عثمان بود كه هم اكنون به باب جبرييل معروف است . هنگامى كه قبله را تغيير دادند ، درب اول را بسته و به جاى آن دربى قرار دادند كه برابر سمت شمالى مسجد قرار داشت . هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از ساختمان مسجد فارغ گرديد ، خانه‌اى براى عايشه در شرق مسجد بنا كرد ، همچنين در كنار آن خانهء ديگرى براى سوده و در زمانهاى مختلف خانه‌هاى ديگرى براى همسران بعدى خود در جنوب مسجد بنا نمود كه حدود 5 ذراع از خانهء اوّليه فاصله داشت . تمامى اين خانه‌ها در زمان امارت عمر بن عبد العزيز بر مدينه ، جزو مسجد گرديد . هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله پس از پيروزى از جنگ خيبر در سال هفتم هجرى وارد مدينه شد ، قسمت‌هايى از سمت شرق و غرب و شمال را به مسجد اضافه نمود به طورى كه مسجد به شكل مربع درآمد و طول ضلع آن صد ذراع يا 50 متر گرديد . اين قسمت را هم اكنون به رنگ سبز روشن مىتوان ديد . بعدها عمر بن خطاب مسجد را از سمت جنوب ، حدود 5 متر و از سمت غرب ده متر و از سمت شمال پانزده متر توسعه داد ، در حالى كه از سمت شرقى هيچگونه توسعه‌اى به مسجد داده نشد . در توسعه جنوبى مسجد ، خانهء عباس بن عبد المطلب عموى پيامبر به آن افزوده شد . نامبرده شش درب بر آن قرار داد ؛ دو درب در سمت غرب در برابر باب الرحمه و باب السلام و دو درب در سمت شرق كه دومى آن در برابر باب النسا و اوّلى باب آل عثمان بود و هيچگونه تغييرى در آن داده نشد و نيز دو درب در سمت شمال قرار داد . اين توسعهء مسجد در سال 17 هجرى صورت گرفت كه ساختمان آن به وسيلهء خشت و برگ درخت خرما و ستونهاى آن از چوب بود . در سال 29 ه . عثمان بن عفان توسعهء ديگرى به مسجد داده و رواقى در سمت شرق و شمال و غرب و جنوب احداث نمود . توسعه عثمان در سمت قبله تاكنون پابرجاست . ديوارهاى مسجد را به وسيلهء سنگهاى نقش‌دار پوشانيدند و آن را سفيدكارى كردند . ستونهاى آن را از سنگ درون تهى كه درون آن تيرآهن بود قرار دادند و سپس به وسيلهء سرب اطراف آن را محكم و استوار